.:: M Download H ::.
.::Download Every Thing You Want & Need ::.
درباره ام دانلود اچ
16/2/86
مقالات برتر
جستجو گرو رتبه وبلاگ در گوگل
آمار وبلاگ
هفته چهارم آذر 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل فروردین 1386
سخن تصادفی و عضویت
یانگوم به چویی و گیوم یونگ در زندان چه می گوید؟قسمت44 ( خلاصه قسمت های سریال جواهری در قصر )
یانگوم به آغوش طبیت میره و در مورد گذشته و بلاهایی که به سرش اومده و حرفهای افسر مین فکر میکنه و بالاخره تصمیم میگره و با کمک افسر مین به زندان دادستانی برای ملاقات با بانو چویی میره به امید اینکه شاید بتونه به راه راست هدایتشون کنه ولی ....

بانو چویی (بعد از دیدن یانگوم ) : چرا تو ؟

گیوم : چطور ؟ چطور ؟
بانو چویی : یانگوم این تویی ؟ خودت نیستی ؟
سخنرانی تاریخی یانگوم 1 :
یانگوم : احتمالاً شما حتی خواب این را هم نمیدیدن که بالاخره بیان اینجا
جایی که من و بانو هن بودیم
و به همون دلیل که
شماها ؛ ما را به اینجا کشاندید
بانو چویی : تو اون قارچهای سمی را اونجا گذاشتی ؟ها ؟
یانگوم : شما فکر می کنیم که من این کار را کردم ؟
من همچین حیله کثیفی را به کار نمی برم
من این چنین حیله بچه گانه ای را به کار نمی برم
بانو چویی : یک حیله بچه گانه ؟
تو این طور بی ادبانه صحبت میکنی چون ما الان همچین جایی هستیم
اما ما با بانو هن فرق داریم
ما بدست هر کس قربانی نمیشیم
گذشت :
یانگوم : این آخرین فرصتیه که من به شما میدم
گیوم : چه فرصتی ؟
یانگوم : آخرین فرصتی که گذشته تان را پاک کنید
و مثل انسانها زندگی تازهای را شروع کنید
بانو چویی : چرا تو
یانگوم : پشیمان بشین و از بانو هن معذرت بخواهید
کمترین کار اینه که گریه کنید و تقاضای بخشش بکنید
بانو چویی : چه گستاخی از تو
یانگوم : حداقل می تونید معذرت خواهی بکنید
اگه شما انسان هستین
باید این کار را بکنید
گیوم : نه من این کار را نمی کنم
اگه من باید اینطور برم ، من میرم
اگه من انسان نیستم پس بنابراین همین هستم
من هیچ بهانه و عذری به تو نمیدم
و همینطور هیچ وقت از تو تقاضای بخشش نمی کنم
راوی : یانگوم ناراخت و غمگین از اونجا میره
بانو چویی : تو نمیتونی ما را مجبور بکنی که معذرت بخواهیم . هرگز
گیوم (در دل ) : درسته من هیچ وقت از تو تقاضای بخشش نمی کنم
اگه اونجا کسی باشه که من لازمه ازش
تقاضای بخشش بکنم ، اون فقط یک نفره(منظور افسر مینه )
افسر مین با چهر ای ناراحت به یانگوم نگاه میکنه و ...
افسر مین (در دل به یانگوم ) : من بهت نگفتم که دوباره مایوس و نا امید میشی ؟
و با هم بر میگردن به ادویه خانه سابق

نباید فرصت را از دست داد :
در همین راستا یانگوم و افسر مین و ینگ دوک جلسه می گیرند و درباره نحوه استفاده از این فرصت بحث می کنند
ینگ (به یانگوم ) : حالا میخواهی چه کار بکنی ؟
ما حالا میتونیم اونها را بندازیم بیرون اگه تو نادان بازی در بیاری (نقش بازی کنی)
یانگوم : نمیشه
ینگ : نه ؟ پس تو از انتقام گرفتن از اونها منصرف شدی ؟
یانگوم : نه من میگم نمی خواهم از این راه انتقام بگیرم
اگه ما اونها را به حال خودشان بذاریم باعث ناراحتی بانو هن میشه
و ظلم هایی که به بانو هن شده تا ابد پوشیده میماند
افسر مین : و وزیر اوه هم در مقامش خواهد موند
ینگ : اما شانش همیشه در خونه آدم را نمی زنه
اگه اونها یک وقت آزاد بشن سخت میشه گفت اونها چه کار میخواهند بکنند
جلسه هماهنگی :
وزیر اوه پیش بانو پارک رفته و بانو پارک که حالا به فکر انتقام گرفتن از بانو چویی افتاده مقدمات این کار را با وزیر اوه هماهنگ می کنه و جزئیات کار را تشریح میشه
بانو پارک : این یک مدرکیه که بانو چوئی را محکوم میکنه
وزیر اوه : واقعا ؟
بانو پارک : اونها با این نابود میشن
فقط کافیه که به دفتر دادستانی گزارش بشن دیگه همه چی تمامه
رییس دادستانی را ملاقات بکنید و اول با اون صحبت بکنید
انوقت من صبح یکی را با این مدارک میفرستم اونجا وقتی که قصر باز شد
لطفاً یک نفر قابل اعتماد را بفرستین
وزیر اوه : باشه
در ادویه خانه چه خبره :
بیماران اونجا کاملاض بهبود پیدا کردن و این باعث خوشحالی یانگوم و ینگ میشه شین بی به ادویه
خانه میاد و نامه یونسنگ را به یانگوم را میده
ینگ : حالا بطور قطع میشه بهبودی را فهمید
یانگوم : بله مطمئنا
پس تو الان باید بری پیش ملکه
چرا ناراحت میشی ؟ نمیخواهی بری قصر ؟
در این حال : شین بی میاد داخل همراه با نامه
ینگ : سلام چطوری ؟
یانگوم : شین بی چیزی شده ؟
شین بی : نه چیز خاصی نشده
بانو لی (یونسنگ) نگرانت بود
من بهش گفتم که تو اینجا خوبی
یانگوم : خوبه من هم نگرانش بودم
شین بی : این یک نامه از طرف بانو لی
نا امیدی وجود ندارد !! :
گیومیونگ و بانو چویی در مورد اتفاقات رخ داده صحبت می کنند
گیوم : اینطوری خوب میشه ؟ما از وقتی که اینجاییم نمیتونیم
بفهمیم که در قصر چه خبره
بانو چویی : نگران نباش احتمالا ً وزیر اوه داره یک کاری میکنه که ما را آزاد بکنه
اون میدونه اگه ما را آزاد بکنه چه چیزی بدست میاره
وزیر اوه چیکار میکنه :
و مکی در همین هنگام همرا ه با خبرهایی وارد میشه
مکی : شما خوبین ؟
بانو چویی : ما خوبیم . اوضاع چطوریه ؟
مکی : من نمیدونم
بانو چویی : تو نمی دونی ؟
مکی : من چند دفعه به خونش(وزیر اوه ) رفتم
اما اون آونجا نبود
بانو چویی : اون باید مشغول کاری باشه که ما را آزاد بکنه
من یک نامه بهت میدم که بدی به یکی از خدمتکارهاش
به اون بگو این خیلی فوری و ضروریه . بله بانوی من
تصمیم سرنوشت ساز :
شب شده و همه نگران فردا هستند .وزیر اوه مردد که طرف بانو پارک را بگیره یا بانو چویی

یانگوم هم هنوز تصمیمش را نگرفته

تصمیم نهایی :
افسر پارک بوک یوم پیش بانو پارک رفته و مدارک را تحویل گرفته و به سمت دادستانی میره
در دادستانی چه گذشت :
جلسات شکنجه روال عادی را طی می کنند و متهمان هنوز به جرم خود اعتراف نکردن .در حین قاضی القضات دستور بیداری اونها را میده با آب گرم
بعد از بیداری بازجویی از سر گرفته میشه :
قاضی القضات : اون کیه ؟
چه کسی شما تحریک کرد که این کار را بکنید ؟

راوی : و حالادفاع متهمان
بانو چویی : تحریک ؟هیچ کس ما را تحریک نکرده ما هم همچین کاری نکردیم
که توی غذا چیزی بریزیم

قاضی : پس چطور این کار انجام شده ؟
گیوم : این یک توطئه است
مطمئناً یک نفر این را تنظیم کرده

قاضی : چه کسی میتونه این کار کرده باشه ؟ کی ؟
پانسول : رییس پزشک مطمئناً تشخیص اشتباه داده و سعی میکنه
که ما مقصر نشان بده

قاضی : چی داری میگی ؟
داروخانه مشخص شد که بی گناهه
تشخیص اونها هم ثابت شد که درست بوده
فایده نداره . افراد
دوباره شکنجه شان بکنید

فرشته نجات :
در همین حین یانگوم و افسر مین میرسند و مانع شکنجه مجدد میشن
افسر مین : دست نگه دارید
صبر کنید این دستور ملکه است
اونها را آزاد کنید
قاضی : چی داری میگی ؟
یانگوم : غذا هیچ مشکلی نداشته

قاضی : غذا مشکلی نداشته ؟
پس چی بوده ؟
در این هنگام افسر پارک بوک یوم هم وارد میشه و از دیدن یانگوم خشک میشه
یانگوم : این دقیقاً تشخیص اشتباه بوده
قاضی : تشخیص اشتباه ؟
قاضی (به افسر مین ) حقیقت داره ؟
افسر مین :بله آقا
ونگاه غرور آمیز یانگوم به متهمان که از مرگ برای اونها بدتره




نوشته شده توسط
مصطفی در
ساعت
مطالب پیشین
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع ام دانلود اچ مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by mdownloadh
