.:: M Download H ::.
.::Download Every Thing You Want & Need ::.
درباره ام دانلود اچ
16/2/86
مقالات برتر
جستجو گرو رتبه وبلاگ در گوگل
آمار وبلاگ
هفته چهارم آذر 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل فروردین 1386
سخن تصادفی و عضویت
آیا یونسنگ عذر خواهی یانگرو رو قبول می کند؟ قسمت44 ( خلاصه قسمت های سریال جواهری در قصر )
در خواست بخشش :
بعد از اینکه مراسم شکنجه شروع شد یانگرو که معلوم نیست چطور به دادستانی اومده !!!!! شاهد مراسم بوده و ترس سراسر وجودش را تسخیر می کنه سریعاً پیش یونسنگ رفته و شروع به التماس میکنه و صحبتهایی رد و بدل میشه که همه به اخلاق یونسنگ اول شک میکنند ولی بعداً که گریه شروع میشه معلوم که نه بابا این کاره نیست (عصبانی و خشمگین بودن)
یانگرو : من مستحق مرگم بانوی من

من منظوری از انجام این کارها درتمام این مدت نداشتم
یونسنگ : برو بیرون
یانگرو : بانوی من بانو منشیها بهم دستور میداد
یونسنگ : تو یک چنین دختر بد
یانگرو : خواهش میکنم به من رحم کنید و یک بار زندگی من را نجات بدین
من هر کاری که شما بهم بگین انجام میدم
من هم از کارهایی که بانو منشیها بهم میگفت انجام بدم متنفر بودم
اما ما از بچه گی با هم بودیم اینطور نیست
یونسنگ : بچگیمان ؟ تو صحبت از بچگیمان میکنی ؟
چی بر سر یانگوم اومده ؟:
برای اینکه تو کمک کردی که بانو هن و یانگوم مقامشان به خدمتکار تنزل پیدا کنه ؟
پس چرا کمک کردی
که یانگوم اخراج بشه
یانگرو : اه نه این دفعه کار من نبود ما هیچ کاری نکردیم
یانگوم نوشتهای ثبت شده پزشکی شاه را دزدید
و بازرسها
یونسنگ : چی ؟ بازرسها چی ؟
بازرسها چی کار کردن ؟ پس اون به جیجو نرفته ؟
یانگرو : آخه
من فقط دیدم که پیشکارها اون را بردن بیرون تا مخفیانه بکشنش
یونسنگ : چی مخفیانه بکشنش ؟
یونسنگ دوبار بساط گریه را با اون حالش پهن میکنه که در همین حال چنگ و بانو مین وارد میشند

بانوی مین :بانوی من
بانو مین (به یانگرو) : تو اینجا چه کار میکردی ؟
یانگرو : هیچی
چنگ : این کافی نبود که سعی کردی که حالش را بد تر کنی
یانگرو : نه اینطور نیست
بانو مین : از وقتی که بانو منشیها را
این طور بیرون انداختنش
تو دیگه نمی تونی جونت را حفظ کنی
چنگ : من الان میرم شین بی را بیارم
راوی : چنگ شین بی را میاره وشین بی به معالجه یونسنگ می پردازه و سریع نسخه شفا بخش را پیدا میکنه
شین بی : چرا یک دفعه این طور شد ؟
بانو مین : یکی از بانوان همراه(مراقب) اومد و بهش گفت که یانگوم توسط بازرسها
دستگیر شده و اون را بردن تا مخفیانه بکشن
یونسنگ : یانگوم یانگوم
شین بی : لطفاً برام هم آب سرد بیارین هم آب گرم
راوی : بعد از اینکه شین بی از چنگ و بانو تقاضای نخود سیاه کرد حقیقت ماجرا را به یونسنگ میگه و یونسنگ ییهو خوب میشه
شین (به یونسنگ ) : بانوی من یانگوم هنوز زنده است
یونسنگ : چی حقیقت داره ؟

نوشته شده توسط
مصطفی در
ساعت
مطالب پیشین
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع ام دانلود اچ مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by mdownloadh
